تبليغاتX





Powered by WebGozar

عاشــــــــــــــــــــــــــــــــقانه


عاشــــــــــــــــــــــــــــــــقانه

هســـــــتید که هسـتیم

**دوستان عزیز اگر مایلید میتونید در وب عضو بشین تا وقتی که آپ شد زودتر باخبر بشین.....**

(.:.مدیریــــــت وبــــــلاگ.:.)

نوشته شده در جمعه 19 آذر1389 ساعت 23:56 توسط شـکـیـبا|

مثل ماهی زنده

مثل سبزه زیبا

مثل سمنو شیرین

مثل سنبل خوشبو

مثل سیب خوش رنگ

و مثل سکه با ارزش باشید

**سال نو مبارک**

22haftsin97059.jpg

با آرزوي 12 ماه شادي

 52 هفته خنده

365 روز سلامتي

 8760ساعت عشق

 525600دقيقه برکت

315300ثانيه دوستي

نوشته شده در دوشنبه 1 فروردین1390 ساعت 3:21 توسط شـکـیـبا|

فرق است بین دوست داشتن و داشتن دوست...

دوست داشتن امری لحظه ایست

 ولی داشتن دوست استمرار لحظه های دوست داشتنی است..!

.::~*~*~*~*~*~::.

 من رقص دختران هندي را بيشتر از نماز پدر و مادرم دوست دارم.

 چون آنها از روي عشق و علاقه ميرقصند

 ولي پدر و مادرم از روي عادت نماز مي خوانند ...

.::~*~*~*~*~*~::.  

به سه چيز تکيه نکن، غرور، دروغ و عشق...

آدم با غرور مي تازد، با دروغ مي بازد و با عشق مي ميرد...   

.::~*~*~*~*~*~::.

هر كس آنچنان مي ميرد كه زندگي مي كند....

.::~*~*~*~*~*~::. 

اينجا آسمان ابريست ، آنجا را نميدانم... اينجا شده پائيز ، آنجا را نميدانم...

اينجا فقط رنگ است ، آنجا رانميدانم... اينجا دلي تنگ است ، آنجا را نميدانم...

.::~*~*~*~*~*~::.

 وقتي كه بچه بودم هر شب دعا ميكردم كه خدا يك دوچرخه به من بدهد.

 بعد فهميدم كه اينطوري فايده ندارد. پس يك دوچرخه دزديدم و دعا كردم كه خدا مرا ببخشد.

هي باخود فکر مي کنم ، چگونه است که ما ، در اين سر دنيا ، عرق مي ريزيم و وضع مان اين است

 و آنها ، در آن سر دنيا ، عرق مي خورند و وضع شان آن است...!

 نمي دانم ، مشکل در نوع عرق است يا در نوع

ريختن و خوردن!

 .::~*~*~*~*~*~::.

  ترجيح ميدهم با کفشهايم در خيابان راه بروم و به خدا فکر کنم

تا در مسجدباشم و به کفشهايم فکر کنم...!

.::~*~*~*~*~*~::.

به روزها دل مبند...

روزها به فصل که میرسند رنگ عوض میکنند

با شب بمان....

شب همیشه یک رنگ است...!

نوشته شده در یکشنبه 26 دی1389 ساعت 16:27 توسط شـکـیـبا|

پسر نگاهی به دختر کرد و گفت:

 حالا که کنار ساحل هستيم بيا يه آرزوی قشنگ بکنيم

دختر با بی ميلی قبول کرد پسر چشماشو بست و گفت کاشکی تا آخر دنيا عاشق

هم بمونيم ... بعد به دختر گفت حالا تو آرزوتو بگو دختر چشماشو بست و خيلی

بی تفاوت گفت کاشکی همين الان دنيا تموم بشه ...

وقتی چشماشو باز کرد پسر رو نديد

فقط چند تا حباب رو آب بود...!!!

 

نوشته شده در دوشنبه 17 آبان1389 ساعت 17:15 توسط شـکـیـبا|

...دختر كوری تو اين دنيای نامرد زندگی ميكرد...

...اين دختره يه دوست پسری داشت كه عاشقه اون بود...

...دختره هميشه می گفت اگه من چشمامو داشتم و بينا بودم هميشه با اون

...می موندم يه روز يكی پيدا شد كه به اون دختر چشماشو بده...

... وقتي كه دختره بينا شد ديد كه دوست پسرش كوره...

...بهش گفت من ديگه تو رو نمي خوام برو...

...پسره با ناراحتی رفت و يه لبخند تلخ بهش زد و...

گفت :مراقب چشمای من باش....

 

نوشته شده در یکشنبه 18 مهر1389 ساعت 16:5 توسط شـکـیـبا|

حالا که امید بودن تو در کنارم داره می میره

منم و گریه ممتد نصف شبم دوباره دلم می گیره

حالا که نیستی و بغض گلومو گرفته چه جوری بشکنمش

بیا و ببین دقیقه هایی که نیستی اونقده دلگیره، که داره از غصه می میره

عذابم میده این جای، خالی زجرم میده این خاطراتو،

فکرم بی تو داغون و خسته اس، کاش بره از یادم اون صداتو

عذابم میده این جای خالی، زجرم میده این خاطراتو،

فکرم بی تو داغون و خسته اس، کاش بره از یادم اون صداتو

عذابم میده، عذابم میده، عذابم میده، عذابم میده

منمو این جای خالی که بی تو هیچوقت پر نمیشه
منمو این عکس کهنه که از گریه ام دلخور نمیشه
منمو این حالو روزی که بی تو تعریفی نداره
منمو این جسم توخالی که بی تو هی کم میاره

عذابم میده این جای خالی، زجرم میده این خاطراتو،
فکرم بی تو داغون و خسته اس، کاش بره از یادم اون صداتو

عذابم میده این جای خالی، زجرم میده این خاطراتو،
فکرم بی تو داغون و خسته اس، کاش بره از یادم اون صداتو

عذابم میده، عذابم میده، عذابم میده، عذابم میده

نوشته شده در دوشنبه 22 شهریور1389 ساعت 11:40 توسط شـکـیـبا|

 

 دوستت دارم

به زبان يوناني :           S'ayapo philo Su

 به زبان روسي :           Ya vas liubli

 به زبان پرتقالي :          Amo - te

 به زبان فانگليش :           Dooset Daram

 به زبان آلماني :            Ich liebe dich

 به زبان اسپانيايي :        Te quiero

 به زبان سوئدي :           Jag a Iskan dig

 به زبان هندي :             Mai tujhe pyaar kartha ho

 به زبان فرانسه :           Je t'aime

 به زبان ارمني :             Jiroum em kez

 به زبان انگليسي :          I Love You

به زبان ترکي :              Seni seviyo rum

 به زبان دانمارکي :          Jeg elsker dig

 به زبان چيني :              Mi tuzya var ruem karata

 به زبان سوئيسي :          Cha'ha di ga''rn

  به زبان برزيلي :           Eu te arno

 به زبان هلندي :        Ik hou van jou   

  به زبان عربي :             Ohebbak

 

نوشته شده در جمعه 5 شهریور1389 ساعت 13:34 توسط شـکـیـبا|

میخواستم بهت بگم چقد پریشونم....دیدم خودخواهیه....دیدم نمیتونم...

تحمل میکنم بی تو به هرسختی به شرطی که بدونم شاد و خوشبختی

به شرطی بشنوم دنیات آرومه...که دوسش داری از چشمات معلومه

یکی اونجاست شبیه من یه دیوونه...که بیشتر از خودم قدرتو میدونه

چیکار کردی که با قلبم به خاطر تو بیرحمم...؟

تو میخندی...چه شیرینه...گذشتن...تازه میفهمم!

تورو میخوام تموم زندگیم اینه...دارم میرم ته دیوونگیم اینه!!!

نمیرسه به تو حتی صدای من...تو خوشبختی...همین بسه برای من....
::ادامه مطلب::
نوشته شده در جمعه 8 مرداد1389 ساعت 18:29 توسط شـکـیـبا|


چه زيباست بخاطر تو زيستن ...
 
و براي تو ماندن... به پاي تو بودن... و به عشق تو سوختن !

و چه تلخ و غم انگيز است دور از تو بودن و براي تو گريستن ... !

 اي کاش مي دانستي بدون تو مرگ گواراترين زندگيست ... !

بدون تو و به دور از دستهاي مهربانت زندگي چه تلخ و ناشکيباست ... !

چه زيباست بخاطر تو زيستن ...

ثانيه ها را با تو نفس کشيدن ... زندگي را براي تو خواستن ... !

چه زيباست عاشقانه ها را براي تو سرودن ...

بدون تو چه محال و نا ممکن است زندگي... ! 

چه زيباست بيقراري براي لحظه ي آمدن و بوئيدنت ... !

براي با تو بودن و با تو ماندن ... براي با هم يکي شدن ... !

کاش به باور اين همه صداقت و يکرنگي مي رسيدي !

اي کاش مي دانستي مرز خواستن کجاست ...!!!!

و اي کاش مي ديدي قلبي را که فقط براي تو مي تپد ... !

نوشته شده در یکشنبه 3 مرداد1389 ساعت 20:45 توسط شـکـیـبا|

** به نام آنکه اشک را آفرید تا سرزمین وداع آتش نگیرد....**

 

پسري يه دختري رو خيلي دوست داشت که توي يه سي دي فروشي کار ميکرد. 

اما به دخترک در مورد عشقش هيچي نگفت.

هر روز به اون فروشگاه ميرفت و يک سي دي مي خريد فقط بخاطر صحبت کردن با اون...

بعد از يک ماه پسرک مرد... وقتي دخترک به خونه اون رفت و ازش خبر گرفت مادر پسرک گفت که او مرده و اون رو به اتاق پسر برد... دخترک ديد که تمامي سي دي ها باز نشده... دخترک گريه کرد و گريه کرد تا مرد...

ميدوني چرا گريه ميکرد؟

چون تمام نامه هاي عاشقانه اش رو توي جعبه سي دي ميگذاشت و به پسرک ميداد !!!

نوشته شده در شنبه 19 تیر1389 ساعت 16:53 توسط شـکـیـبا|


** آخرين مطالب وبلاگ عاشـــــــــــــــــقانه **
» ×.:.×عضـــــــویـــت در وبـــــــلاگ×.:.×
» .:.:.:سال نو مبارک:.:.:.
» *از دکتر علی شریعتی*
» ......
» jilt....
» عذاب....
» ** I LoVe U **
» -:-:-:- خداحافظ برای همـیـــــــــــــشه -:-:-:-
» چه زيباست.....
» و اما عشق......

قالب جديد وبلاگ پيچك دات نت